شيخ حسين انصاريان

325

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

. . . رسول خدا به فاطمه گفت : بشارت باد ترا كه سيدهء زنانِ اهلِ بهشتى ، گفت : پس آسيه زن فرعون و مريم مادر عيسى چه‌اند ؟ گفت : هر يكى از ايشان سيدهء زنان عالم خويش‌اند و تو سيدهء زنان همه عالمى ، و شما همه اندر خانه‌ها باشيد به قصب ( زبرجد آميخته به ياقوت ) آراسته ، اندر وى نه بانگ و نه رنج و نه مشغله . پس گفت : بسنده كن به پسرِ عمّ من و شوهر خويش كه تو را جفت كسى كرده‌ام كه سيّد است اندر دنيا و سيّد امت اندر آخرت « 1 » . * * * على بن الحسين چون طهارت كردى ، روى وى زرد شدى . گفتندى : اين چيست ؟ گفتى : نمىدانيد كه پيش كه خواهم ايستاد « 2 » ؟ * * * بر درِ سراى على بن موسى الرضا اندر نيشابور گرمابه‌اى بود كه چون اندر گرمابه شدى ، خالى بكردندى . يك روز گرمابه خالى بكردند روى اندر گرمابه شد و آن گرمابه‌بان غافل ماند . روستايىاى فرو گرمابه شد ، وى را ديد پنداشت هندويى است از خادمان گرمابه . گفت : خيز آب بياور ، بياورد . ديگر گفت : خيز گِل بياور ، بياورد . همچنين وى را كار همى فرمود و وى همى كرد . چون گرمابه‌بان باز آمد و آواز روستايى شنيد كه با وى حديث مىكرد ، ترسيد و بگريخت . چون به درآمد ، گفتند : گرمابه‌بان بگريخت از بيم اين واقعه . گفت مگريز « 3 » . [ كه تو را جرمى نيست . . ] . * * *

--> ( 1 ) - كيمياى سعادت : 186 . ( 2 ) - كيمياى سعادت : 2 / 414 . ( 3 ) - كيمياى سعادت : 25 .